چرا بعضی افراد موهای خود را می کنند؟ یافته های جدید درباره تریکوتیلومانیا
- شناسه خبر: 36297
- تاریخ و زمان ارسال: ۳ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۲۹
- نویسنده: میترا راضی

کندن مو ممکن است در نگاه اول یک عادت ساده یا رفتاری ناشی از استرس به نظر برسد، اما برای بعضی افراد می تواند نشانه یک اختلال روانشناختی به نام «تریکوتیلومانیا» باشد. در این اختلال، فرد به شکل مکرر موهای سر، ابرو، مژه یا سایر قسمت های بدن خود را می کند و ممکن است بارها برای متوقف کردن این رفتار تلاش کند.
تریکوتیلومانیا فقط درباره خود عمل کندن مو نیست. میل شدید به انجام این کار، احساسات و شرایطی که پیش از آن اتفاق می افتند و پیامدهای روانی و اجتماعی آن نیز بخشی از این اختلال هستند. پژوهش جدیدی از محققان بیمارستان دانشگاه هایدلبرگ تلاش کرده است دقیقا بررسی کند که در لحظات نزدیک به کندن مو چه اتفاقی در ذهن و رفتار فرد رخ می دهد.
تریکوتیلومانیا چیست؟
تریکوتیلومانیا یا «اختلال کندن مو» در گروه رفتارهای تکراری متمرکز بر بدن قرار می گیرد و در طبقه بندی های تشخیصی جدید، در گروه اختلالات وسواس فکری و مرتبط قرار دارد. این اختلال زمانی اهمیت بالینی پیدا می کند که کندن مکرر مو باعث ریزش مو، آسیب ظاهری، ناراحتی روانی یا اختلال در زندگی روزمره و روابط اجتماعی شود.
این رفتار ممکن است به صورت کاملا آگاهانه اتفاق بیفتد، اما در بعضی افراد نیز بدون توجه کامل به عمل کندن مو رخ می دهد. پژوهش های قبلی نشان داده اند که برخی افراد در زمان کندن مو، محرک های دیداری یا لمسی مانند پیدا کردن یک موی خاص را تجربه می کنند و بعضی دیگر این رفتار را بیشتر به شکل یک عادت یا رفتار خودکار انجام می دهند.
تریکوتیلومانیا می تواند از دوران کودکی یا نوجوانی آغاز شود و شدت آن در طول زمان تغییر کند. به همین دلیل، صرف مشاهده یک یا چند بار کندن مو به تنهایی برای تشخیص این اختلال کافی نیست.
آیا اضطراب باعث می شود فرد موهایش را بکند؟
یکی از توضیح های رایج درباره تریکوتیلومانیا این است که کندن مو نوعی راه برای تنظیم هیجان است. بر اساس این دیدگاه، فرد ممکن است هنگام تجربه اضطراب، تنش، خشم یا ناراحتی میل بیشتری به کندن مو پیدا کند و پس از انجام رفتار، برای مدت کوتاهی احساس آرامش کند.
این توضیح با بخشی از تجربه افراد مبتلا همخوانی دارد، اما تصویر کامل ماجرا نیست. تحقیقات قبلی نشان داده اند که تریکوتیلومانیا همیشه در واکنش مستقیم به احساسات منفی اتفاق نمی افتد و ممکن است فرد زمانی که حوصله ندارد، خسته است یا حتی توجه چندانی به رفتار خود ندارد نیز موهایش را بکند.
به همین دلیل، پژوهشگران دانشگاه هایدلبرگ تصمیم گرفتند به جای تکیه بر خاطرات کلی افراد، حالات ذهنی آنها را در طول زندگی روزمره و در همان لحظه بررسی کنند.
مطالعه جدید چگونه انجام شد؟
در این پژوهش ۶۱ فرد بزرگسال مبتلا به تریکوتیلومانیا به مدت ۱۰ روز مورد بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در هر روز هفت بار، بین ساعت ۸ صبح تا ۱۰ شب، پرسش های کوتاهی درباره وضعیت فعلی خود دریافت می کردند.
این روش «ارزیابی لحظه ای بوم شناختی» یا EMA نام دارد. در این روش، پژوهشگر به جای اینکه از فرد بخواهد در پایان روز تمام اتفاقات گذشته را به یاد بیاورد، اطلاعات را در محیط واقعی زندگی و نزدیک به زمان وقوع رفتار جمع آوری می کند.
شرکت کنندگان درباره شدت میل خود به کندن مو، اینکه از آخرین ارزیابی موهای خود را کنده اند یا نه و همچنین احساسات و وضعیت هایی مانند اضطراب، خشم، غم، کسالت، خستگی و نشخوار فکری گزارش می دادند. در نهایت، پژوهشگران ۲۵۵۷ ارزیابی لحظه ای و ۷۰۲ دوره کندن مو را برای تحلیل در اختیار داشتند.
میل به کندن مو مهم ترین پیش بینی کننده رفتار بود
یکی از مهم ترین یافته های مطالعه این بود که شدت میل به کندن مو ارتباط بسیار نزدیکی با خود رفتار داشت. هرچه فرد در یک ارزیابی میل شدیدتری برای کندن مو گزارش می کرد، احتمال اینکه در همان زمان موهای خود را بکند بیشتر بود.
این میل حتی در پیش بینی رفتار در ارزیابی بعدی نیز نقش داشت. به عبارت ساده تر، وقتی میل به کندن مو در یک لحظه شدیدتر بود، احتمال بروز رفتار در ارزیابی بعدی نیز افزایش پیدا می کرد.
همچنین افرادی که در یک ارزیابی موهای خود را کنده بودند، احتمال بیشتری داشت که در ارزیابی بعدی نیز این رفتار را گزارش کنند. این یافته می تواند نشان دهنده تداوم رفتار در طول روز باشد و نشان دهد که کندن مو گاهی وارد یک چرخه تکرارشونده می شود.
کسالت چه ارتباطی با کندن مو دارد؟
یکی از جالب ترین یافته های پژوهش، نقش کسالت بود. برخلاف تصور رایج که ممکن است استرس و اضطراب را عامل اصلی کندن مو بدانیم، کسالت توانست رفتار کندن مو در ارزیابی بعدی را پیش بینی کند.
این موضوع می تواند نشان دهد که کندن مو همیشه برای کاهش یک احساس منفی شدید اتفاق نمی افتد. گاهی ممکن است فرد در شرایطی قرار داشته باشد که تحریک ذهنی یا فعالیت کافی ندارد و رفتار تکراری به نوعی به عنوان یک فعالیت خودکار یا تحریک حسی ظاهر شود.
البته این یافته به معنای آن نیست که هر فردی که حوصله اش سر می رود، مستعد تریکوتیلومانیا است. کسالت فقط یکی از عواملی بود که در این نمونه با احتمال بیشتر کندن مو ارتباط داشت و نمی توان آن را به عنوان علت قطعی اختلال در نظر گرفت.
خستگی با افزایش میل به کندن مو ارتباط داشت

خستگی نیز نتیجه قابل توجه دیگری در این مطالعه داشت. پژوهشگران دریافتند که احساس خستگی در یک زمان می توانست شدت میل به کندن مو در ارزیابی بعدی را پیش بینی کند.
نتیجه دقیق تر این است که حالت های کم انرژی ممکن است فرد را نسبت به تجربه میل به کندن مو آسیب پذیرتر کنند. این یافته با این احتمال سازگار است که سطح پایین تحریک یا برانگیختگی ذهنی نیز در بعضی افراد در شکل گیری این رفتار نقش داشته باشد.
احساسات منفی چه نقشی داشتند؟
اضطراب، خشم، غم، احساس گناه و عصبی بودن با میل شدیدتر به کندن مو در همان لحظه ارتباط داشتند. همچنین نشخوار فکری و کسالت نیز با افزایش شدت این میل همراه بودند.
اما وقتی پژوهشگران بررسی کردند که آیا این احساسات می توانند رفتار آینده را پیش بینی کنند، نتیجه متفاوت بود. احساسات منفی و نشخوار فکری به شکل قابل اعتمادی نتوانستند بگویند فرد در ارزیابی بعدی موهای خود را خواهد کند یا نه.
بنابراین بهتر است نتیجه پژوهش را این طور بیان کنیم: احساسات منفی ممکن است هنگام تجربه میل به کندن مو اهمیت داشته باشند، اما به تنهایی توضیح کاملی برای اینکه چه زمانی فرد واقعا موهایش را می کند ارائه نمی دهند.
آیا تریکوتیلومانیا برای همه افراد یکسان است؟
احتمالا نه. یکی از نکات مهم پژوهش های جدید این است که تریکوتیلومانیا می تواند الگوهای متفاوتی داشته باشد. برای یک فرد، اضطراب و تنش ممکن است نقش پررنگ تری داشته باشد؛ برای فردی دیگر، کسالت، خستگی، لمس مو یا یک عادت خودکار می تواند محرک مهم تری باشد.
حتی در یک فرد نیز محرک ها ممکن است از روزی به روز دیگر تغییر کنند. به همین دلیل، پیدا کردن الگوی شخصی رفتار می تواند برای شناخت مشکل اهمیت زیادی داشته باشد.
پژوهشگران مطالعه جدید نیز تاکید کرده اند که مدل هایی که تریکوتیلومانیا را صرفا بر اساس «تنظیم هیجان» توضیح می دهند، احتمالا کافی نیستند و مدل های آینده باید عوامل شناختی، محیطی و حسی را نیز در نظر بگیرند.
نتیجه گیری
مطالعه جدید درباره تریکوتیلومانیا تصویر پیچیده تری از این اختلال ارائه می دهد. میل به کندن مو مهم ترین عامل مرتبط با بروز رفتار بود، در حالی که کسالت توانست کندن مو در ارزیابی بعدی را پیش بینی کند و خستگی با افزایش میل بعدی ارتباط داشت.
احساسات منفی مانند اضطراب و خشم نیز بی اهمیت نبودند؛ آنها با شدت بیشتر میل به کندن مو در همان لحظه ارتباط داشتند. اما این احساسات به تنهایی نتوانستند رفتار بعدی را به طور قابل اعتماد پیش بینی کنند.
بنابراین اگر بخواهیم تریکوتیلومانیا را بهتر درک کنیم، شاید سوال اصلی فقط این نباشد که «چه چیزی باعث استرس فرد شده است؟» بلکه باید بپرسیم: چه زمانی میل به کندن مو بیشتر می شود، فرد در آن لحظه چه احساسی دارد، چقدر خسته یا بی حوصله است و چه محرک های حسی یا محیطی اطراف او وجود دارد؟
همین تغییر نگاه می تواند به شناخت دقیق تر الگوی هر فرد و طراحی درمان های هدفمندتر برای کنترل رفتار کمک کند.








